حسين قلى خان نظام السلطنه مافى
695
خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )
مكتوم و مستور باشد . از اين حرف معتمد ، چند روز گذشت . شب تحويل سال ، حضرت اشرف رقعهاى نوشته بودند كه سى و يك سال معمول بود وقت تحويل در زاويهء مقدسه باشيم ؛ اگر خلاف معمول بواسطهء كسالت نمىكنيد ، فردا در مراجعت بايد باهم باشيم و در كالسكه قدرى صحبت بداريم . رفتيم . در مراجعت در كالسكه عين حرفهاى معتمد بقايا را نقل كرد ، ولى نگفت كه مدتى است مشغول اين حرف هستم . گفت سه روز قبل اينطور نوشته است و اين انتخاب او اسباب تمجيد من و شاه شده است . من در دوستى مىگويم اگر شما عذر بياوريد ، چون شاه اصرار و عشق به سفر فرنگ دارد ، سكته در كار حاصل مىشود ؛ دور نيست بواسطهء آنكه شما اسباب سكته شديد ، مخاطرات خيلى بزرگ براى شما حاصل شود . از آن طرف هم وليعهد از شما مىرنجد كه چون من به صراحت طبع خواستهام ، ننگ و نقص خود دانست قبول كند . من هم چون حرف صحيح بود ، قبول كردم . خواهش كرد به شرط آنكه اشكالاتى پيش نياوريد . عرض كردم ، جز عوض معشور ديگر خواهشى ندارم « 15 » . در ورود فورا به وليعهد تلگراف زدند منتظر باشيد نظام السلطنه وارد شود ، حركت كنيد . جواب داد ، به چاپارى بفرستيد . قبول كردم پنجشنبه عصر خواست رفتم . خلوت كرد ، درد دلى از همه جا كرد ؛ بعد گفت ، در باب سالار چه مىكنيد . عرض كردم من سالار را به شما واگذاشتم ؛ بدون تقصير بعد از اين مخارج و زحمت ، كسى را معزول و تبعيد نمىكنند . فرمود من خواستم خيال شما را بدانم . البته وجود او براى من لازم است . عرض كردم به اعتقاد من اگر كار را يكسره بكنيد ، بهتر است . اين حمام خرابه قابل دو جامهدار « 16 » نيست . مسلم است تا كار بنى طرف صورت نگيرد ، او را نمىتوانيد احضار بكنيد . شش ماه اين عمل طول دارد ، هركه باشد وقتى كه براى خودش كار كند تا ديگران ، تفاوت دارد . فرمودند صحيح است ؛ باشد تا اطراف اين كار را درست ملاحظه كنم . ديروز كه روز جمعه بود ، مشغول تنبيه معتمد خاقان و نظام السلطان و تبعيد آنها بودند . معتمد خاقان « 17 » به ارومى و نظام - السلطان به املاك مازندرانش مىرود . امروز كه شنبه بود ، مرا احضار به دوشانتپه فرمودند ؛ بعد از مهربانى زياد ، اراضى حسينآباد و كل اراضى آل كثير دزفول را عوض معشور حكم كردند ، دبير حضور فرمان نوشت . هرچه سعى كردم از خاك فارس بدهند ، نشد . قسمها خورد كه شعاع السلطنه دو سه محل را خواست ؛ نوشتيم يك وجب از خاك فارس به احدى فروخته نمىشود . در اين صورت ، چگونه مىتوانم به شما وابگذارم . در باب عربستان صلاح در قبول تقديم نديدم . ولى عرض كردم كه چون سالار بعد از ورود مطلع نمىشود ، غير از زحمت حاصل و منفعتى ندارد . گمان ندارم راضى شود ، ولى در عالم دولتخواهى عرض مىكنم كه صلاح و صرفه اين است كه امساله اقلا حكومتش با سالار باشد . فرمودند ، راست مىگويى ترتيبش را مىدهم . ولى بدانيد كه
--> ( 15 ) - منظور باز پس گردانيدن بندر معشور است به نظام السلطنه . ( 16 ) - منظور رضا قلى خان و فرمانفرما هستند . ( 17 ) - معتمد خاقان و نظام السلطان از عملهء خلوت مظفرى بودند كه به علت دسيسه چينى عليه عين الدوله ، تنبيه و تبعيد شدند .